محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

276

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

به دست او آگاهيم . اين واقعه در آغاز ماه ذو الحجهء سال 430 ه / اوت 1039 م بود . در اين روز يكى از پسر عمان و سردارانش به قصر او راه يافت . اين مرد عبد اللّه بن حكيم نام داشت . عبد اللّه ظاهرا براى سلام به قصر آمده بود ، ولى سالها بود كه قصد قتل او داشت . منذر ميان تنىچند از غلامان صقلابى خود نشسته بود و جز يكتا پيرهنى بر تن نداشت و كتابى در دست داشت و در آن مىنگريست . در اين حال آن مرد به ناگاه برجست و با كاردى كه از پيش آماده كرده بود ضربتى بر حلقش زد و رگهايش را ببريد . همهء خادمان بگريختند . يكى از آنها كه مرد دليرى بود باقى ماند تا از سرور خويش دفاع كند . عبد اللّه با ضربتى او را از پاى درآورد . سپس به حيات منذر پايان داد و سرش را ببريد . سپس آن را بر عصا كرد و بر شرفهء قصر برافراشت و فرياد زد اين است سزاى كسى كه امير المؤمنين را عصيان كند . مرادش از امير المؤمنين آن مردى بود كه قاضى ابن عباد در اشبيليه آشكار كرده بود و مىپنداشت كه هشام المؤيد است . اين واقعه در سال 426 ه / 1035 م اتفاق افتاد . برخى از امراى طوايف او را تأييد كرده بودند ، ولى يحيى بن منذر التجيبى به اين دروغ گردن ننهاد . پسرش منذر بن يحيى نيز از پدر پيروى مىكرد . چون مردم سر منذر را بر عصا ديدند حيران شدند و از بيم زبانشان بسته شد . قاتل در حال نزد قاضى و اعيان كس فرستاد . آنان به قصر آمدند و قاتل را ديدند بر سر مقتول خويش نشسته و پيكر منذر غرقه در خون در كنارى افتاده است . عبد اللّه بن حكيم گفت كه اين كار را در راه اصلاح حال عموم مردم كرده است . آنگاه سليمان بن هود را دعوت كرد كه به حكومت نشيند . بعضى مىگويند خود را به حكومت نامزد كرد و پسرعموهايش نيز او را به حكومت برگزيدند . مردم هم در حالى كه تصميم به نابودىاش گرفته بودند بازگشتند . چون خبر كشته شدن منذر بن يحيى در همه‌جا پيچيد ، دايى او اسماعيل بن ذو النون صاحب طليطله به سرقسطه شتافت تا كار را تدارك كند . در سرقسطه هرج‌ومرج برپا شد و بيم آن بود كه فتنه همه‌جا را دربرگيرد . مردم براى دستگيرى قاتل و عقوبت او به قصر هجوم آوردند . عبد اللّه بن حكيم به قصر تحصن جست و تصميم گرفت از خود دفاع كند ؛ ولى چون ديد عاقبت به دست مهاجمان خواهد افتاد ، هرچه توانست از ذخاير قصر برگرفت و از در عقب قصر بگريخت و به قلعهء روطه يكى از قلاع استوار سرقسطه پناه برد . عبد اللّه بن حكيم همهء اين كارها را به يارى چند تن از ياران خود انجام داد .